سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

454

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

آورد و به فراگرفتن تفسير ، حديث ، فقه ، ادب ، منطق ، فلسفه ، تاريخ ، جغرافيا ، هيئت ، نجوم ، جفر ، طب ، كيميا ، سياست ، قانون ، فارسى ، انگليسى ، آلمانى ، لاتينى ، فرانسه ، عبرى ، سريانى علاقه‌مند شد . بعلاوه در پاره‌اى از فنون مهارت يافت . سپاهيگرى ، اسب‌سوارى ، دامپزشكى ، پهلوانى ، شنا ، آشپزى و ساير فنون را آموخته بود . از ارث پدر فقط سه‌هزار روپيه به او رسيده بود كه با آن دادوستد مىكرد و چون دچار مشكلات مالى شد ، به نان خشك قناعت مىكرد . پس از كسب علوم مختلف در كالج راجكمار چركهارى به تدريس پرداخت و به سرپرستى علوم دينى انتخاب شد و حقوقش در ماه به پنجاه روپيه رسيد و از زندگى خوبى برخوردار شد و با توجه به ذكاوت و لياقتى كه داشت حكومت بريتانيا او را براى ميرمنشى انتخاب كرد . كرامت حسين در اين مقام نيز از خود لياقت و شايستگى نشان داد تا سرانجام استاندار حكومت مركزى هند موافقت كرد و به مقام وزارت ايالت نرسنگه گره منصوب شد . از خدمات وى ، راجه پرتاب سنگه بهادر فرمانرواى وقت بسيار راضى بود به همين مناسبت در سال 1886 م كه راجه عازم انگلستان شد ، او را هم با خود برد و هنگام مراجعت نيز او را براى تحصيلات حقوق همان جا گذاشت . او علاوه بر تحصيلات حقوق و قانون ، زبان آلمانى را هم فرا گرفت و وقتى كه با موفقيت به وطن بازگشت مدار المهام ( وزير ) شده بود ، كرامت حسين در سال 1890 م به كار وكالت پرداخت . سيد محمود در آن زمان رئيس ديوان عالى الله‌آباد بود و روابط او با سيد محمود چنان نزديك شده بود كه در سال 1891 م به عليگره وابسته شد و حقوق تدريس مىكرد . در سال 1896 م از كالج بيرون آمد و در كالج مركزى ميور الله‌آباد به تدريس حقوق پرداخت . سپس تمام‌وقت خودش را به وكالت گذراند . وى براى ادامهء تحصيل زنان كوشش كرد و بيشتر وقت خود را به امور دبيرستان دخترانهء مسلم لكنهو اختصاص داده بود و اندوخته‌هاى زندگى خويش را به « صندوق كمك تعليم زنان » مصروف مىداشت . مولانا كرامت حسين فردى اديب بود و صدها شعر عربى ، فارسى ، اردو و انگليسى را از حفظ داشت . مىتوان او را قانونگذار و مصلح ملت دانست ، چرا كه نيازهاى مردم را بر طرف مىكرد و اين نوع شخصيت براى نسل جديد جاذبه داشت تا آنجا كه در ميان مردم شهرت و عزت يافت . سرانجام در سن شصت و پنج‌سالگى به علت سكتهء قلبى در 19 آوريل 1917 م / 1325 ه ق در لكنهو درگذشت و در كربلاى تال كتوره در محوطهء اندرون ميرزا كيوان جاه به خاك سپرده شد . تأليفات او عبارتند از : فقه اللسان ( عربى ، چاپى ) ؛ الحقوق و الفرائض ؛ الامور العامّة